یک زمانی عصر، عصر ارتباطات بود. الان عصر، عصر هوافضاست! ملت دارند میروند کرۀ ماه. آنهایی هم که پا نمیشوند بروند مریخ و ماه و اینجور جاها، همین جا یک کاری میکنند بروند فضا! آنوقت ما وسطِ اینهمه فضانورد، صُممُمبُک نشستهایم روی زمین داریم با چهارتا تستِ مُفَنگی کُشتی میگیریم!
سهتا خودکار و دوتا مداد گرفتهایم دستمان، چهار ساعتِ تمام چنبره زدهایم روی یک ورقه که خیر سرمان چهارتا تست ریاضی بزنیم، برویم به مشاورمان بگوییم کُشتیِ امروزمان را هم گرفتیم! اینهمه وررفتن با یک تست که آیا حل بشود، آیا حل نشود، آیا دوست دارد حل بشود، آیا کلاً با حلشدن حال نمیکند … . چه خبر است؟
تست را باید روی هوا زد! عرض کردم، عصر عصر هوافضاست! هنوز نفسِ خواندنِ سؤال پایین نرفته، در طُرفَهالعِینی، باید تست را زد، گزینه را گفت، قال قضیه را کند. بیآنکه دستی تکان بخورد، قلمی بچرخد یا سری خارانده شود. گول روشهای مفهومی و تشریحی و این حرف و حدیثها را نخورید. فرمول حفظ کنید، نکته حفظ کنید، اینو حفظ کنید، اونو حفظ کنید، هر چه دم دستتان آمد حفظ کنید. اصلاً هرآنچه حفظناشدنی است، حفظ کنید. بهدردبخور، بهدردنخور، درستحسابی، غلطغولوط، فقط حفظ کنید!
اصلاً بیایید یک کمپین راه بیندازیم به اسم کنکورهوایی. به هیچ وجهِ مِنالوجوه، راه تشریحی و مفهومی و این مسخرهبازیها را نخوانیم. اَجّی مَجّی لاتَرَجّی. حل شد شد نشد نشد ولش کن! فقط فرمول و نکته و روش تستی و عددگذاری و میانبُر و شعبدهبازی و فیتیلهپیچ و پودرکردن و ترکاندن. آنقدر حفظ کنیم که خودمان هم بترکیم!