این شنبه شنبه که میگن، الکی نیستها! چهمیدونم میخوام از شنبه شروع کنم و حالا از شنبه ترک میکنم و از شنبه فلان و از شنبه بَهمان و صدجور از این ادا و اصولهای دهنپُرکن! آخه به قول دوستان، پَنَپَ از شنبه شروع نکنی، میخوای راستراست از چارشنبه هِندِل بزنی؟ آقاجانِ من، کجای دنیا چهارشنبه کاری را شروع کردهاند و خیرش را دیدهاند؟ اصلاً تمام این پروژههای گوربهگورشدهای که به شکست مفتضحانه منتهی شدهاند، اِستارتشان چهارشنبه بوده؛تمام! وایوای مخم سوت کشید!
میگم مثل اینکه قسمت بود همین شنبه یک کمپین راه بیندازیم به اسم کمپینِ شنبهکوری! اون کُنِ وسطش را هم انداختیم بهتر در دهان بچرخد. حالا در این کمپینِ چشمِ دشمن کورکُن چه بکنیم؟ خب تمرین ایدهآلگراییِ مفرط و افراط در ایدهآلگرایی! یعنی هی استارتِ درسخواندن را نزنیم هی استارت را نزنیم تا شنبه بشود. بعد اینطوری هم نیست که شنبه هر ساعتی دلمان خواست استارت بزنیمها! مثلاً شما بیست دقیقه مانده به پنجِ بعدازظهر، چه درسی را میخواهی استارت بزنی؟ قشنگ صبر کن پنجِ تمام بشود، بعد. قبلش هم قربان دستت، نور و دمای اتاق را چک کن اوکیِ اوکی باشد. اوکیِ اوکی نباشد، عوارض داردها! دما پایین باشد نور بالا، سلولهای مغز وا نمیدهند که چیزی بفهمند. دما بالا باشد، نور پایین، آب و روغن قاطی میکنیم. راستی، پنج از دستت در رفت، صبر کن پنج و ربع بشود. نور و دما هم تنظیم، …!
خلاصه اینکه تحقیقات اخیر هم نشان داده که:
بهتر است یک ایدهآلگرای افراطیِ هیشروعنکن باشیم تا یک آدمِ نرمالِ همینحالاشروعکُن.
حتی اگر کنکورمان به فنا برود! اصلاً این ایدهآلگراییِ مفرطِ مزخرف، یک حس خوبی به آدم میدهد که انگار همیشه داری به خودت پاس گل میدهی. فقط قبلش با کمکداور هماهنگ باشید، آفساید نگیرد!

در حال حاضر دیدگاهی وجود ندارد. شما اولین دیدگاه را ثبت کنید!